

مسئله زبان در فهم سیاست
۱. مقدمه: وقتی داوری را جای واقعیت مینشانیم در جهان پرهیاهو و تقلیلگرای شبکههای اجتماعی و رسانههای تودهای، غالباً با گزارههایی روبهرو میشویم که در نگاه نخست، اخبار یا گزارشهایی متقن از یک رویداد عینی به نظر میرسند. یکی از بارزترین نمونههای این اعوجاج زبانی، همان جملهی آشنایی است که بر روی تصویر سخنرانی یک نمایندهی سیاسی در صحن مجمع عمومی سازمان ملل نقش بسته بود: «اتفاقی تاریخی؛ فلانی سازمان ملل را به آتش کشید!...
لوایتان اسلامی | الحق لمن غلب
مقدمه سابقاً درباب فلسفه سیاسیی که در دوران محنت و دشواری به اذهان اندیشمند نفوذ میکند نوشتهام. خلاصه کلام اینست که در دوران جنگ و خونریزی و بینظمی، اندیشمند اهل آمال و آرزوهای رؤیایی، به دوران خونبار اما منظم پیشین فکر میکند و با خود میگوید چه کردیم که چنین شد؟ بنگرید اهل مشروطه خودمان را که در نهایت به کمتر از رضاخان رضا ندادند و نتیجتاً سلطنت مشروطه را که به چنگ و دندان و خون بدست آورده بودند، به حکومت مطلقة سلطانی مبدل ساختند....
هانا آرنت | مسئولیت شخصی در دوران دیکتاتوری
رادیو نو مسئولیت شخصی در دوران دیکتاتوری [پاسخ هانا آرِنت دربارهٔ نقدها به آیشمان در اورشلیم] فصل دوم، قسمت ششم مسئولیت شخصی در دوران دیکتاتوری مقالهٔ مفصل و تاریخیِ هانا آرنت است در پاسخ به امواجِ انتقادات و نیز بدگوییها دربارهٔ کتاب مشهورش آیشمان در اورشلیم. آرنت در این مقاله پرسشهای بیشتری طرح میکند و به هر کدام پاسخ میدهد: مرز «مسئولیت شخصی» و «مسئولیت حقوقی» کجاست؟ افرادی که با حکومتهای توتالیتر و خودکامه همکاری میکنند چه توجیهی برای خود دارند؟ شرّ چگونه مبتذل و پیشپاافتاده میشود؟ چه چیز باعث میشود که دیگر شهروندان به تبعیض و سرکوب نه بگویند و بدل به پیچ و مهرهٔ ماشین حکومت توتالیتر نشوند؟...
معامله با شیطان / لایحه موتکورت زوری
داستان از این قرار هست که برادرانی نه چندان دلچسب، برای پیشبرد اهداف شخصی و تطمیع ایگوی خودشون یک شبهموتکورت در شبهدانشگاه ما اجرا کردند. و من هم با اکراه و از روی دستور دوستی که نمیشد روش رو زمین انداخت گفتم سمعاً و طاعتاً. در ادامه، پرسش مطرح شد و من سه چار روز رو با تنبلی تمام کشتی گرفتم تا بتونم از روز پنجم لایحه بنویسم! سخت بود. نوشتم و نوشتم و نوشتم با کمک از اندیشه دوستان و یک روز مانده به ارسال ساعت ۵ صبح خبردار شدم دوستان ماکسیمم صفحات برای ارسال گذاشتند....
شرح مکاسب - کتاب البیع - جلسه اول
مقدمه از یکی از اساتیدی که بااینکه به من تدریس زیادی نکردند، اما خیلی بر گردنم حق دارند مستقیم و غیرمستقیم، به یاد دارم که میگفتند با صعوبت بسیار زیر برف و باران اونهم با اتوبوس میرفتم حوزه علمیه و کاست تدریس مکاسب رو میگرفتم و جزوه مینوشتم وقتی دانشجوی کارشناسی بودم؛ و حالا دانشجو با اینهمه امکانات اعم از اینترنت و انواع ترجمهها و شرحها، علاقهای به تحقیق نداره....